اندر حکایت سرانه
۱۳۹۱/۰۷/۲۴ | نوشته ‌شده توسط حسیـن مختــاری | ( )

سلام گرم من به همه چل رودی های خون گرم در این پاییز نسبتاً سرد. حکایتی دارم از موضوعی مهم اما به زبان طنز و امید که مقبول افتد.

ســــــــرانه چیست؟

این بلا برای بعضی ها !! ، از کــــــــی نازل شده؟

مـــــورد مصــــرف آن چیست؟

اینها سوالاتی است که در ذهن یخ زده من و ذهن پویای شما عزیزان نقش بسته و خیلی نمانده که کپک بزند.

جواب سوالها در قبل شماست اما من نیز شرحی میدهم بس مبسوط . سرانه پولی است که از جیب مبارک شما برای گذران امور محله به حساب شورای محل واریز می شود.

در قدیم نمیدانم چگونه سرانه می ستاندند از مردم محل. اما امروزه روش های مختلفی وجود دارد که میتوان ادای دین کرد به خاک پاک محل. از جمله این نوع واریزی ها: انتقال از طریق کارت به کارت، انتقال حساب از درگاه اینترنتی و تقدیم دو دستی خدمت شورای محل.

ازدیر باز تاکنون هستند مردمان شریفی که با دادن پول به دیگران بطور کلی و برای عمران و آبادی محل بطور خصوصی مشکل دارند. پول مانند خون در رگهایشان جاری است و گرفتن پول از آنها یعنی : قطع کردن رگ که نه ! شاهرگ حیات آنها!! همیشه در پستوی تاریخ زیبای چل رود نام این مردمان به عنوان معترضان بی منطق ثبت شده و خواهد شد. من کمترین ، به عینه با این چشمهای پشت ویترینم دیدم که چگونه برای ندادن حتی یک مبلغ ناچیز شرق و غرب و زمین و زمان را به هم میدوزند . . .

 

خودم به یاد دارم چگونه رنگ از رخسار چون ماهشان رخت بر می بست و  چون مار برخود می پیچیدند ودستهاشان از لرزش بسیار در هنگام سلفیدن اسکناسهای بی زبان به شورای با کرامت محل چون ویبره موبایلشان قامت رعنایشان را تکان می داد. در نظر آنها شورای محل مانند جارو برقی است که پولها را گرفته بوسه ای بر آن حواله نموده در جیب  به غایت بزرگ خود می نهد....

و فکر می کنند عمران روستا فقط با توکل به خداوند و با عنایت حق تعالی و بدون تلاش و کوشش شورا محقق میشود !!  عجبـــــــ

اما باور بفرمایید در این زمانه تنگ دست برای انجام هر کاری باید اسکناس های خوش رنگ سبز و قرمز و تراول های تا نخورده را از کیف پول های پوست سوسماری خارج بفرمایید. آنچه روستا را سر پا نگه می دارد سرمایه گذاری است در بخش های مختلف. چگونه ممکن است در خاکی زندگی کنید که از آب گوارایش نوش جان بفرمایید و از غذاهای آن تناول کنید و یک شاهی خرج نفرمایید. از محالات است.

الغرض سرانه دادن مانند مهریه نیست که بگوییم: کی داده کی گرفته..... نگاه محترم را بشویم با آب خوش بینی و نگویم کمک کردن به محل از محرمات است. به قول استاد فرهود جلالی محل آباد هاکنم محلی ره شاد هاکنم...... .  بد میگم .... ؟!

حـــــق یارتان



:: موضوعات مرتبط: شــورای روستــــا، چـــالش نامـــــــه